شک و وسوسه و آثار، علائم و علاج آن

خرید بک لینک

پست 5205: به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 124. «فصل چهل و سوم: شک و وسوسه. شک: شک، چون وسوسه، شرک و... از القائات شیطانیه در قلوب است، چنانچه طمأنینه، یقین، ثبات، خلوص و امثال این‏ها از افاضات رحمانیه و القائات فرشتگان است. امام صادق (ع) در حدیثی بسیار مهم که لشگریان عقل و جهل را ذکر فرموده است، شک را مقابل یقین و از لشگریان نادانی دانسته است. (برقى احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، چاپ دوم، ج 1، ص 197) تردیدى نیست که این بیمارى نفس را فاسد و هلاک مى‏کند زیرا شک، منافى یقین است و ایمان بدون یقین تحقّق نمى‏یابد. (نراقی ملا محمدمهدی؛ علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، 1377، ج1، ص174)

حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی

در مواجهه انسان با هست و نیست چیزی یا درستی و نادرتی مطلبی سه حالت تصور دارد: 1- شک: به معنی تساوی احتمال هست و نیست آن چیز یا درستی و نادرستی آن مطلب. 2- گمان: به معنی برتری یکی از دو طرف احتمال که در این صورت آن طرف برتر را مظنون و طرف دیگر را موهوم مینامند. 3- یقین: به معنی تعین صددرصدی یک طرف به طوری که هیچ احتمالی در مقابلش وجود ندارد. (دستغیب، شهید سیدعبدالحسین؛ قلب سلیم ، ج1، ص 133)

منظور از شک این است که اعتقاد، سست و ضعیف شود و یقین از بین برود و مجرد وسوسه و حدیث نفس شک نیست؛ زیرا این‏ها با ایمان منافات ندارد و از روایات استفاده می شود که شک وقتى موجب کفر است که به انکار منجر شود، چنانکه روایت شده است که ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید در مورد کسى که درباره خداى تعالى شک کند چه مى‏فرمائید؟ امام فرمود: «کافر است»، پرسید: اگر درباره رسول اللّه (ص) شک کند؟ فرمود: «کافر است». آنگاه به راوی فرمود: «وقتى کافر است که انکار کند. (نراقی، ملا محمدمهدی؛ پیشین،‏ ج 1، ص 175)

شک و حیرت در اموری که ایمان به آن ها واجب است، موجب نابودی ایمان و حیات معنوی است و سعى در از بین بردن آن از واجبات است ولی اگر شک در غیر آن ها باشد

از آنجا که مطلق یقین در هر چیزى موجب کمال نفس و صفاى آن است سعى در از بین بردن آن با وجود امکان اگر امرى از آن مهمتر در پیش نباشد، کاری پسندیده است. (نراقى، ملا احمد؛ معراج السعادة، ص 111) اجزاء و لوازم ایمان که باید مورد ایمان و یقین باشند به صورت فهرست وار عبارتند از: 1- اعتقاد به وجود خدا و صفات کمالیه او (توحید ذاتی، توحید صفاتی، توحید افعالی، یقین به عدالت او، توحید در اطاعت و عبادت) 2- یقین به نبوت 3- یقین به امامت 4- یقین به عالم آخرت (برزخ، قیامت، میزان، صراط، کوثر، شفاعت، بهشت، جهنم)

شک در قرآن کریم و روایات شریفه: قرآن کریم، افرادی از قوم حضرت نوح (ع) ، حضرت هود (ع) (سوره ابراهیم9) ، حضرت صالح (سوره هود62.) ، حضرت موسی (سوره هود 110 )، حضرت یوسف (سوره غافر34.) و پیامبر اسلام علی نبیّنا و آله و علیهم السلام (سوره یونس 104) را به علت شک داشتن آنها سرزنش می کند و شک را نوعی پلیدی دانسته است که خداوند آن را بر افرادی که ایمان نمی آورند القا می کند و سینه آنان را به شکلی بسیار رنج آور تنگ می کند؛ همان طور که امام صادق (ع) در آیه شریفه (کَذلِکَ یَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لایُؤْمِنُون) فرمودند: منظور از رجس (پلیدی) در این آیه، شک است (سوره انعام)

علامه ی طباطبایی شک را از مصادیق تعبیر «مرض قلبی» در قرآن می داند که دلهای مبتلایان به آن به پر کاهى مى‏ماند که هر لحظه دستخوش نسیم‏ها گشته، به این سو و آن سو کشیده مى‏شود. رسول خدا (ص) فرمود: بهترین اعمال در پیشگاه خداوند ایمانى است که شکّ‏ و دودلى در آن راه نداشته باشد. (صدوق محمد بن على بن بابویه؛ عیون أخبارالرضا علیهالسلام،ج 2، ص 13) و امام علی علیه السلام فرمود: خواب بر یقین بهتر از شب زنده داری با شک است. (غررالحکم و دررالکلم، ، ص 61) و فرمود: اندکی از شک کافی است که یقینی را (که محکم نشده) نابود کند.

امام سجاد (ع) در دعای روز عرفه از خدای متعال می خواهد: «خدایا! هر شک‏ و دودلى را از من دور کن (الصحیفة السجادیة، ص 357) و این مضمون در بسیاری از دیگر دعاها تکرار شده است و از خدا خواسته شده است که دل ایشان را از آلودگی شک پاک کند. امام صادق علیه السلام فرمود: هر قلبی که در آن شک یا شرک باشد، بی ارزش است. (الکافی،ج 2، ص 16) و خداوند فرد متلوّن (که رنگ به رنگ می شود و ثبات در یقین ندارد) از بندگانش را دوست ندارد. (بحارالأنوار ، ج 69، ص 126) و هر کس در خدا و رسولش شک کند کافر است. (الکافی،ج 2، ص 386)

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: سالم‏ترین دلها آن است که از شک‏ و شبهه ‏ها پاک باشد. (حف العقول،ص409) مراتب شک شک (فارغ از این که در کدام از اصول ایمانی باشد) از نظر امام خمینی دارای مراتبی است:

1- شک جلى: تزلزل در عقاید ظاهری است؛ (مثل این که در وجود خدا یا نبوت شک کند).

2- شک خفّى: تزلزل در معارف و اسرار توحید و تجرید و تفرید است (یعنی ناتوانی قلب در شهود باطنی این معارف)

3- شک أخفى: حالت تلوین و عدم تمکین در مقامات مذکوره است. (یعنی ناتوانی قلب در ثبات و دوام شهود باطنی این معارف)

آثار شک: 1- نابودی ایمان، فساد دین و شرک: این آثار در روایاتی که از امام علی (ع) رسیده است، بیان شده است. ( ریشهری محمد، ج 5، ص 1986)

2- خواری، ذلت و حقارت در دنیا: امام علی (ع) فرمود: هر که دستخوش شک شود، خداوند با قدرت خود او را خوار گرداند و با جلال و شکوه خویش وى را حقیر سازد، همان طور که در زندگى خویش کوتاهى کرده و به پروردگار خود مغرور گشته است.

3- بی اثر نمودن اعمال: امام باقر علیه السلام فرمود: با شک و انکار هیچ عملی سودبخش نیست. (کلینى، ج 2، ص 400) پیشگیری از شک شک و عوامل شک آفرین، آفتی است که همواره انسان مومن اخلاق جو را تهدید می کند به همین علت امام علی علیه السلام می فرماید: داناترین (و در روایتی دیگر، بزرگترین) مردم کسی است که شک وی باعث از بین رفتن یقینش نشود. به همین جهت مومن باید همواره خود را از این آفت حفظ کند که به آن مبتلا نشود. (آمدی، ص 46)

چند اصل می تواند در این مساله راهگشا باشند: 1) پرهیز از رذایل و صبر در مقابل هوای نفس: تا قدرت حق یابی و حقیقت فهمی و توانایی قلب در تولید یقین فرونکاهد و دل به بیماری مبتلا نشود. همان طور که قرآن کریم توانایی درک آیات خود را منوط به وجود صبر بسیار و شکرگزاری در انسان می داند. (سوره ابراهیم/5) و امام علی علیه السلام فرمود: هر که از فرمان خدا سرپیچى نماید به شک دچار گردد. (بن شعبه، حسن بن على، ص 275) در بحث علت شناسی، جایگاه تاثیر رذایل و گناهان در ایجاد شک در دل، بیشتر تبیین شد.

2) تقویت یقین: زیرا امام علی علیه السلام می فرماید: انسان مخلص و نیز فرد صاحب یقین که یقینش صادقانه و صحیح باشد، در شک نمی افتد. (ریشهری محمد، ج 5، ص 1987)

3) پرهیز از مجادلات کلامی و دین شناختی: خصوصاً وقتی که در مقام جدل و تخاصم با انگیزه های برتری جویی باشد. یا در هماوردی با آن مباحث علمی درکشان ناتوان باشد. (خمینى امام سید روح الله، چهل‏حدیث ص 394)

4) شک زدایی در امور جزیی: مقابله با روحیه ی شک پرورانی خصوصاً در عبادات، می تواند در تقویت انسان در مقابله با شک در اعتقادات کمک کند. همانطور که در روایات فرموده اند اعتنا به شکیات در وضو لازم نیست و بلکه نباید نماز را با شک از بین برد. 5) پرهیز از مقدمات شک و درمان فوری شک ابتدایی: امام علی علیه السلام بارها می فرمود: ریب نکنید تا به شک نیفتید. گوئى در گفتار ایشان، ارتیاب (دودلى و تردید) مقدّمه و مبدأ شک است. (مفید، پیشین، ص 206) درمان شک امام علی علیه السلام می فرماید: هر کس در شک بماند، شک وی می افزاید. (آمدی، ص 72)

بنابراین باید به سرعت این رذیله ویرانگر را معالجه نمود. درمان هایی برای شک در منابع اسلامی وجود دارد که به نظر می رسد بسته به نوع شک و میزان رسوخ آن، هریک درمان نوع و مرتبه ای از شک هستند:

1) بی اعتنایی به شک: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: هر کس یقینی دارد و سپس شک‏ کند بر یقین خود بایستد؛ زیرا شک‏ نمی تواند یقین را نقض کند. این توصیه تنها در فقه و طهارت و نماز نیست. (الخصال ، ج 2، ص 410) 2)

روشمندی در تحقیق استدلالی درباره دین: از آنجا که غالباً شک وقتى پدید مى‏آید که ادلّه با یکدیگر تعارض دارند (یعنى یک دلیل مطلبى را اثبات مى‏کند و دلیل دیگر آن را رد مى‏کند) بسیاری از شک های اعتقادی ناشی از ذهنیاتی غیریقینی است که فرد در ذهن خود آنها را یقین می پندارد اما ذهن فلسفی و به بیانی دیگر ریاضیاتی و الگوریتمی هرگز آنها را حرف درستی نمی داند. به همین جهت بزرگان اخلاق توصیه کرده اند به شکل منطقی و بر اساس استدلال های عقیدتی درست که هر دلیلی دارای اجزایی باشد که قبلاً به اثبات رسیده باشد تا به بدیهیات اولیه منجر شود مسائل مشکوک را بررسی کند تا به یقین برسد. اگر قدرت بررسی علمی ندارد باید بر عبادت و قرائت قرآن مواظبت نماید و به مطالعه احادیث و شنیدن آنها از اهلش اشتغال ورزد و با صالحان و متقیان و پارسایان و اهل یقین همنشین شود تا نفس او کسب نورانیّتى کند که به وسیله آن ظلمت شک از میان برود. چه بسا از زبان و بیان آنان نیز توضیحات و استدلال های آسان و اثرگذاری بشنود.

3) مطالعه آیات الهی در مخلوقات: امام علی علیه السلام می فرماید: در شگفتم از کسی که در خدا شک دارد اما مخلوقات خدا را می بیند. (إرشادالقلوب إلى الصواب، ج 1، ص 192) 4)

یاد کردن اهل بیت علیهم السلام: امام علی علیه السلام فرمود: یاد کردن ما اهل بیت براى وسوسه‏هاى شک آمیز و... شفاست. (تحف العقول، ص 185) 5) تفکر مداوم: همانطور که امام علی علیه السلام می فرماید: با تکرار تفکر، شک به پاسخ می رسد. (آمدی، ص 57) لازم به ذکر است که این دستور مربوط به کسی است که بدون جدل و به هم ریختگی سیستم ذهنی و فکری اش که بسا واقعاً قوای درکی او در اثر جدل ها آسیب ببیند و نوعی مرض عصبی روانی (نوروسایکولوژیک) که در حدیث امام باقر علیه السلام ذکر شد پیدا کند به شک برسد.

شک غیرمذموم دو نوع شک مورد سرزنش نیست: 1- شک ابتدایی: امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس شک یا گمان ورزد و بر یکی بماند، اعمال خود را نابود کرده است. (کلینى ، ج 2، ص 400) شهید مطهری می گوید: شک‏، مقدمه یقین؛ پرسش، مقدمه وصول و اضطراب، مقدمه آرامش است. شک، معبر (پل و عبورگاه) خوب و لازمى است هر چند منزل و توقف گاه نامناسبى است. اسلام که این همه دعوت به تفکر و ایقان مى‏کند، به طور ضمنى مى‏فهماند که حالت اولیه بشر، جهل و شک و تردید است و با تفکر و اندیشه صحیح باید به سرمنزل ایقان و اطمینان برسد. (مطهرى شهید مرتضی ، ج 1، ص 37)

اما اگر این شک درمان نشود یا پرورش نیابد در قلب نفوذ کرده و نوعی بیماردلی ایجاد می کند که در اسباب ایجاد شک مطرح شد و همان می شود که امام علی علیه السلام می فرماید: با ادامه یافتن شک، شرک ایجاد می شود. (آمدی ، ص 72)

2- شکی که ناشی از نفهمیدن حق باشد نه بی تقوایی و لجاجت با حق: بر همین اساس است که بزرگان اخلاق و تربیت اعتقاد دارند اگر کسى واقعا از روى صدق و صفا قدم در راه نهد و از صمیم دل هدایت خود را از خداى خود طلب نماید موفّق به هدایت خواهد شد اگرچه در امر توحید نیز شک داشته باشد.

وسوسه: اقسام فکر و خیال. همه خیالات و افکاری که بر ذهن و قلب انسان عبور می کنند بر چهار قسم است: افکار محرک عمل خیر و خیالات خوب که «الهام» نام دارند و افکار محرک عمل شر و خیالات بد که «وسوسه» نامیده می شوند.

دو قسم وسواس، اثر شیطان بوده و دو قسم الهام، از فیض ملائکه است. همانطور که در روایتی نیز الهام فرشته و وسوسه شیطان در دو گوش باطنی انسان ذکر شده است. وسواس در لغت: وسواس که خاطره و خواطر (یعنی حدیث نفس یا اندیشه‏ها و خیالاتی که به دل خطور می‏کند.) شیطانی نیز نام دارد، در لغت به معنای صدایی آرام و پنهانی است.

وسواس در اصطلاح: وسواس در اصطلاح، عبارت است از هرچه که باعث روگردانی دل از یاد خدای سبحان باشد؛ بنابراین، گسترده تر از معنای متعارف آن است؛ یعنی کثرت شک و یا حالتی که هنگام ارتکاب کارهای زشت و گناه بر قلب عارض می شود.

وسواس ‏در قرآن کریم و روایات: قرآن کریم، وسوسه شیطان و اطاعت آدم و حوا علیهما السلام از وسوسه شیطان را باعث رانده شدن ایشان از بهشت می داند. (اعراف/سوره۷، آیه۲۰) و یک سوره کامل آن، در استعاذه از شرّ وسوسه ‏گران ابلیسی و انسانی است. (ناس/سوره۱۱۴، آیه۱-۵)

پیشوایان دین علیهم السلام نیز با قول و عمل خود از اعتنا به وساوس، نهی فرموده‏اند؛ همانطور که امام صادق علیه السلام وسواس در وضو و نماز را اطاعت از شیطان و بی عقلی می دانند و در دعاها از وساوس به خدا پناه برده شده است. (تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة)

عوامل ایجاد یا تقویت وسواس: عواملی که باعث ایجاد یا تقویت وسواس می شوند عبارتند از:

1-شیطان. وسوسه، چون شک و شرک و... از القائات شیطانی است که در قلوب مردم می‏اندازد، چنانچه طمانینه، یقین، ثبات، خلوص و امثال این‏ها از فیوضات الهی و القائات فرشتگان است. (چهل حدیث، روح الله خمینی، ص۳۹۹)

2-نفس. قرآن کریم وسوسه‏ ها را منتسب به نفس انسان دانسته است (ق/سوره۵۰، آیه۱۶) و شیطان نیز در قیامت به گمراهان می گوید: من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما اجابتم کردید، مرا ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. (ابراهیم/سوره۱۴، آیه۲۲)

انسان های ابلیس سیرت. در سوره ناس آیه 5 ، به این حقیقت اشاره شده که بعضی از مردم از شدت انحراف، خود در زمره شیطان ها قرار گرفته‏اند و دیگران را وسوسه می کنند و در قرآن کریم، (اولیای شیطان) نام دارند که دریافت هایی شیطانی دارند. (انعام/سوره۶، آیه۱۲۱)

تحلیل فلسفی - روانشناختی ارتباط سه عامل ایجاد وسوسه آمادگی نفس و صفات شخصیتی کسب شده در درون انسان، در پذیرش وساوس شیاطین انسی و جنی، اساسی ترین عامل در ایجاد یا تقویت وسواس است.

سخن امام خمینی در ارتباط وسواس شیطان و نفسامام خمینی رحمه الله درباره ارتباط وسواس شیطان و نفس می گوید:

قلب انسانی لطیفه‏ای است بین ملک و ملکوت و چون آیینه دو رویی است که در یک روی آن صور غیبیه منعکس می شود و در رویی دیگر صور دنیایی انعکاس می یابد. و اگر توجه قلب به دنیا بیشتر شد، باطن خیال او با ملکوت سفلی که روح پستی های عالم ماده و نیز جایگاه جنّ و شیاطین و نفوس خبیثه است سنخیت یافته و به واسطه این تناسب، القائاتی شیطانی در آن وارد می شود که منشأ تخیلات بد است. نفس چون همواره توجه به دنیا دارد، علاقه به آن تخیلات باطله پیدا کرده و افکار و تمایلات و رفتارهای شیطانی از قبیل وسوسه، شک، تردید، اوهام و خیالات باطله در آن غالب شده و اعمال بدنیّه نیز بر طبق صور باطنی قلب می گردد و همین طور اگر قلب به آخرت و معارف حقه توجه نمود، با ملکوت اعلی، که عالم ملائکه و نفوس پاک و به منزله حقیقتِ نورانی عالم طبیعت است، تناسب پیدا می کند و علوم رحمانی، عقاید حقه، افکار و تمایلات الهیه دریافت کرده و از شک و شرک، منزه و پاکیزه گردد و حالت استقامت و طمأنینه در نفس پیدا شود و طبق آن دریافت های قلبی، شوق و سپس اراده در وجود انسان ایجاد می شود و بالاخره اعمال ظاهری و باطنی از روی میزان عقل و حکمت واقع می شود. (چهل حدیث، روح الله خمینی، ص۳۹۹- ۴۰۰)

نفس، زمینه ساز وساوس شیطانی: بنابراین، این نفس است که با رذایلی که دارد و نیز با دوری از یاد خدا (که در قسمت انواع وساوس ذکر خواهند شد)، خود را آماده تاثّر از وسواس شیطان و نفوس شیطانی می کند؛ همانطور که در مدل مذکور نیز به صورت ارتباط مستقیم و آغاز شده از جانب نفس ترسیم شده است. همانطور که ارتباط شیاطین جن و انس با یکدیگر در منطق قرآنی، دوسویه است. (انعام/سوره۶، آیه۱۲)

قواعد کلی در علاج وسوسه: بعضی علاج وسوسه را ناممکن دانسته اند؛ اما حق این است که ممکن است ولی بسیار مشکل است زیرا همانطور که پیامبر صلوات الله علیه درباره افرادی که وسوسه در خاطر ندارند فرمود: «هر که دو رکعت نماز گزارد که در آن ها نفس او هیچ چیز (جز خدا) در خاطرش نگذرد گناهان گذشته و آینده او آمرزیده می‏شود». و اگر علاج و دفع آن ممکن نبود چنین کاری هم تصوّر نمی‏شد. بنا بر این کار دشواریست مگر برای کسی که دلش همواره متوجّه و مشغول به خدای یکتا باشد تا شیطان مجالی در آن نیابد؛ مثل مخلَصین باشد که در قرآن کریم از سلطه شیطان مستثنی شده‏اند. این قواعد کلی در درمان هر وسوسه ای باید مورد توجه قرار گیرد:

1- بستن درهای نفوذ شیطان در قلب. بستن درهای نفوذ شیطان در قلب که عبارتند از شهوت، خشم، حرص، حسد، عداوت، خودبینی (عجب) و... از صفات رذیله که اگر این درها بسته باشند، شیطان راهی به دل ندارد مگر دزدانه و گذرا.

2- آباد ساختن دل به اضداد رذایل. یعنی به اخلاق فاضله، اوصاف شریف و ملازمت با ورع و تقوی و عبادت پروردگار متعال.

3- کثرت ذکر با دل و زبان. اگر ریشه ‏های صفات مذموم یاد شده که به منزله درهای بزرگ برای ورود شیطان است از دل کنده شود، راه های تسلط و تصرف وی بسته می‏شود، مگر بعضی خطورهای گذرا که ذکر و یاد خدا این موارد را هم ریشه کن می کند. ‏همچنان که رسول خدا صلوات الله علیه فرمود: شیطان پوزه خود را بر قلب هر انسانی خواهد گذاشت، اگر او به یاد خدا بیفتد، شیطان می‏گریزد، اما اگر خدا را از یاد ببرد، دلش را می‏خورد. ‏

البته منظور، یاد حقیقی است اما اذکاری نیز در روایات آمده است؛ مثل قرائت آیه (سخره)(اعراف/سوره۷، آیه۵۵-۵۷) که دستور العملی جاری در برنامه سالکان است و تأثیر آن در صفاء قلب و اطمینان نفس و نفی خواطر و ازاله شک و وسواس به عدد هفتاد مرتبه در نفوس مستعده یقینی است.

این توصیه مستند به روایتی از امام علی علیه السلام است که شارحین آن نیز به این مساله اذعان دارند. (شرح الکافی، ج۶، ص۲۵۷) ذکر (لااله الاالله) و (تَوَکَّلْتُ‏ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً) هر دو مورد تجربه راوی آن ها بوده است. (من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ص۳۳۹)

4- بی اعتنایی به شیطان. بی اعتنایی به شیطان که مورد توصیه روایات است. امام خمینی رحمه الله درباره این توصیه روایی می گوید: این بی اعتنایی از معالجات مهمّی است که در همه امراضی که از القائات شیطان است چون شک و شرک و وسواس به کار می آید. (چهل حدیث، روح الله خمینی، ص۴۰۷)

5- استعاذه و تضرّع. زیرا تضرع و زاری به درگاه حق تعالی و پناه بردن از شرّ آن ملعون و شرّ نفس به آن ذات مقدس، یاری او را در پی دارد. همانطور که پیامبر اکرم صلوات الله علیه نیز استعاذه از شیطان در وسوسه در نماز را دستور داده و فرموده که وقتی داخل نماز شدی، بزن با انگشت سبّابه دست راستت به ران پای چپت، پس بگو: «بسم اللّه و باللّه، توکّلت علی اللّه، أعوذ باللّه‏السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم.» که باعث دور کردن او می شود. (الکافی، شیخ کلینی ج۳، ص۳۵۸)

6- گرسنگی و روزه. زیرا خدای متعال در حدیث معراج، مومنین را به حفظ قلب از وسواس امر فرموده و سپس خود در جایی از آن حدیث می فرماید از برکات گرسنگی، حفظ قلب است. (إرشادالقلوب إلی الصواب، شیخ حسن دیلمی ج۱، ص۲۰۰) در روایت است که روزه ماه شعبان و چهارشنبه وسط و پنجشنبه اول و آخر هر ماه وسواس را از بین می برد. (میزان الحکمه، محمد ری شهری ج۴، ص۳۵۲۶)

7-  یاد اهل بیت علیهم السلام.

8- یاد مرگ و پوسیدن جسم و بدن.

9- اشتغال و بیکار نبودن خصوصاً برای جوانان. امام کاظم علیه السلام فرمود: خداوند انسان پرخواب و بیکار را دشمن می دارد. و جوان وقتی از کار مباحی که درونش به آن مشغول باشد باز ایستد ناچار شیطان در دل او وارد می‏شود. (الکافی، شیخ کلینی ج۵، ص۸۴)

10- شناخت ضدّ وسوسه. شناخت ضدّ وسوسه (اندیشه و خاطر نیک و ستوده) تا آدمی را بر مواظبت بر آن که موجب دفع وسوسه‏هاست برانگیزد.

انواع وسوسه و درمان آن ها: از آن جا که وسواس، دارای شقوق بی شماری است علاوه بر لزوم مراعات قواعد کلی مذکور، در معالجه هریک از انواع وساوس، برخی از انواع این بیماری نیازمند مراقبات و درمان هایی خاص هستند که به ترتیب ذکر می شود:

1- وسوسه به معنای کثرت شک در عبادات. این نوع وسواس، معنای متعارف و شایع وسواس است و دارای اقسامی است:

الف) وسواس در نیّت

ب) وسواس در عدد رکعات نماز

ج) وسواس در قرائت: این نوع وسواس از جمله حجاب‏هایی است که شیطان بر دل آدمی می‏افکند و مانع تفکر در معنای گفته ها و اعمال نماز خواهد شد، و خنده شیطان بر چنین کسی که از این راه مرید او شده از همه بیشتر است.

د) وسواس در طهارات.

علاج: علاج این نوع از وسواس، چون سایر امراض قلبیه با علم نافع و عمل، بسی آسان است ولی انسان باید اوّل خود را مریض بداند، نه این که خود را مریض ‏ندانسته، بلکه دیگران را منحرف از راه و بی مبالات در دین بداند. سپس بر طبق دستورات زیر عمل کند:

1- تفکر در روایات، فتوای مرجع تقلید و رفتار متشرعین و تلقین راه درست به خود: روایت است که رسول خدا صلوات الله علیه جهت وضوی خود یک مشت آب به صورت می‏زدند و یک مشت به دست راست و یک مشت به دست چپ و اجماع فقهاء امامیّه بر این است که این وضوء صحیح است. حتی در شستن دوم، بعضی اشکال کرده اند ولی شستن سوم قطعاً بدعت و مبطل وضوء است. یکی از ائمه معصومین علیهم السلام، وقتی که برای قضای حاجت ‏می‏رفتند با دست مبارک به ران های مبارک آب می‏پاشیدند که اگر ترشحی از نجاست صورت گیرد، معلوم نشود رطوبت آب بوده یا نجاست! پس این فرد باید فکر کند که از طرفی احادیث شریفه و کتاب الهی، عمل فرد وسواسی را از شیطان شمرده‏اند و صاحبش را بی عقل معرفی فرموده‏اند و فقها هم عمل وسواسی را غیر منطبق با اسلام دانسته و بعضی از اعمال او را باطل شمرده‏اند و مردم معمولی متشرّع هم چنین عمل نمی کنند؛ بنابراین مبادا خیال کند کار خودش تقوا و دیانت است؛ زیرا روشن است که نمی توان گفت که نوع متدینین و علما و بزرگان دین، مبالات به دین خدا ندارند و شخص وسواسی فقط مقید به دیانت است.

۲- بی اعتنایی عملی به وسوسه و انجام ضد آن: امام باقر علیه السلام فرمود: وقتی که شکّت در رکعات نماز، زیاد شد نماز را ادامه بده بدون اعتنا به شک؛ زیرا این نیست مگر از شیطان. در ادامه می‏فرماید: شیطان را به خودتان عادت ندهید به شکستن نماز، پس او را به طمع بیندازید؛ زیرا که شیطان پلید است معتاد است به آنچه عادت داده شد. آن خبیث می‏خواهد که اطاعت شود، پس وقتی که عصیان شد، به کسی از شماها عود نمی‏کند. (تهذیب الأحکام، ابوجعفر محمدبن حسن طوسی ج۲، ص۱۸۸) و این از معالجات مهمّ است در جمیع اموری که از القائات شیطان است. مثلا اگر مبتلا به وسوسه در وضو است، بر خلاف وسواس ذهنی اش یک مشت آب بیشتر به کار نبرد. لابد شیطان می‏گوید که این عمل صحیح نیست. جواب او را بدهد که اگر عمل من درست نیست، پس باید عمل رسول خدا صلوات الله علیه و ائمّه طاهرین علیهم السلام و جمیع فقها درست نباشد. پس اگر عمل آن ها باطل بود، بگذار عمل من نیز باطل باشد.

2- وسوسه در اعتقادات. در برخی روایات، مصادیقی از آن با عنوان «وسوسه در تفکر درباره خلقت» [۵۴] به معنای وسوسه در آفریدگار جهان مطرح شده است. در برخی از روایات که فرموده اند وسوسه تا مورد اعتقاد قرار نگیرد و بر زبان نیاید گناهی ندارد [۵۵] ، این نوع وسواس منظور است.

علاج. این وساوس، به شک ها و سوالات معمولی نمی گویند بلکه مصداق آن ها پس از بررسی علمی و یافتن پاسخ است که علی رغم غیر منطقی بودن، دل را آزار می دهد و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام درمان هایی طبیبانه در این موارد به کار برده اند که این روش ها مورد استفاده مشاوران تربیتی نیز قرار دارد و فرموده اند: شیطان پس از نومیدی از راه أعمال (واداشتن به کارهای بد و جلوگیری از کارهای نیک‏) از این طریق سعی می کند بر شما چیره شود، سپس از این راه به سراغتان آمد تا شما را بلغزاند، هرگاه چنین حالتی برای کسی پیش آمد، «لا اله الا اللّه» بگوید. بلکه در جایی دیگر درباره این افراد که از وساوس خود ناراحت هستند فرمود: سوگند به آن که جانم به دست اوست که این صریح ایمان است.

3- وسوسه گناه. امام صادق علیه السلام فرمود: وسواس خناس که یکی از شیاطین است کارش این است که انسان ها را با وسوسه آمال و آرزوها می‏فریبد تا مرتکب خطا و گناه شوند، وقتی در گناه واقع شدند، استغفار را از یادشان می‏برد. البته وساوسی که بدون اختیار به وجود می‏آید، مورد بازخواست و مؤاخذه نیست و به واسطه آن ها گناهی نوشته نمی‏شود. بلکه ارتکاب آن گناه است.

علاج. تفکر در بدی عاقبت گناه و ناگواری فرجام گناه در دنیا و آخرت و توجه به حقّ عظیم خدا و بزرگی ثواب و عقاب او در وسوسه به گناه؛ زیرا اگر با برهان های قوی با وساوس مقابله شود در کمال ناتوانی خواهند گریخت.

4- افکار و خیالات بیهوده در مباحات. در اصطلاح، حدیث نفس نام دارند. درمان این وسوسه بسیار مشکل است و برخی علمای اخلاق معتقدند علاجی ندارد! اما بزرگانی چون مرحوم نراقی آن را علاج پذیر می دانند. به نظر می رسد راه کار علمای اخلاق عملی (سیر و سلوک)، در درمان این نوع وسوسه بسیار کارساز است.

بزرگترین وسوسه در روایاتدر این جا به نمونه ای از روایات که از آنها فهمیده می شود بزرگ ترین دشمن انسان نفس امّاره است و به پیروی آن، بزرگ ترین چیزی را که شیطان به آن دعوت کرده و وسوسه می کند، پیروی از هواهای نفسانی است اشاره می کنیم.

روایت اول: پیامبر خدا (ص) فرمود: آفت دین، هوای نفس است و برترین جهاد این است که به خاطر خداوند متعال با نفْس و هواهای نفسانیت جهاد کنی. (مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول)

روایت دوم: امام علی (ع) : با نفس خویش مبارزه کن و توان و کوشش خود را برای آخرت به کار گیر و جهاد کردن با نفْس، آن را در ارتکاب گناهان مهار می کند. (غرر الحکم و درر الکلم).

روایت سوم: امام صادق (ع): خوشا به حال بنده ای که برای خدا با نفْس و هوس خویش جهاد کند. هر که لشکر هوا و هوس خود را شکست دهد، به خشنودی خدا دست یابد و هرکه خِرَدش، با کوشش و شکستگی و فروتنی، بر بساط خدمت گزاری به خدا، بر نفْس امّاره اش چیره شود، به پیروزی بزرگی دست یافته باشد. میان بنده و خداوند حجابی ظلمانی تر و وحشتناک تر از نفْس و هوای نفْس نیست و برای کشتن این دو، سلاح و ابزاری چون احساس نیاز به خدا و خضوع و خشوع و گرسنگی و تشنگی کشیدن در روز و شب زنده داری نیست که اگر چنین کسی بمیرد، شهید است و اگر زنده بماند و همچنان به این راه ادامه دهد، خداوند فرجام او را به آن رضوان بزرگ ختم کند. خداوند عزّ وجلّ فرمود:«و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت ) جهاد کنند، قطعاً به راه های خود، هدایتشان خواهیم کرد و خداوند با نیکوکاران است. (سوره عنکبوت/۲۹، آیه۶۹) و (بحار الأنوار، ج ۶۷، ص ۶۹)»

دامنۀ دارابکلا...

ما را در سایت دامنۀ دارابکلا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ساعت: 11:34

صفحه بندی